ناگهان پرده برانداخته‌ای يعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب
شاه خوبانی و منظور گدايان شده‌ای
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر ميان
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار


 مست از خانه برون تاخته‌ای يعنی چه
 اين چنين با همه درساخته‌ای يعنی چه
 قدر اين مرتبه نشناخته‌ای يعنی چه
 بازم از پای درانداخته‌ای يعنی چه
 و از ميان تيغ به ما آخته‌ای يعنی چه
 عاقبت با همه کج باخته‌ای يعنی چه
 خانه از غير نپرداخته‌ای يعنی چه
 

نتیجه فال زندگی آرام و سعادتمندی داری، اما هنوز از آنچه که داری، می طلبی. برای خود بیهوده دردسر می تراشی. قدر زندگی و خانواده ی مهربان خود را بدان. با خیالات بیهوده و آرزوهای خام، زندگی خود را دچار ناملایمات نکن. قناعت بزرگترین گنجینه ی بشریت است.
فال مجدد